نگاهی به سیر تحولات تاریخی قم
شهر قم از شهرهای تاریخی ایران است که از قرون اولیه اسلامی دارای سابقه مدون است. کتاب «قم» که در سال ۳۸۷ هجری قمری به زبان عربی نگاشته شده، گواه این تاریخ است. این سنت نگارش تاریخی در دوره صفویه با تالیف «خلاصه البلدان» ادامه یافت. اوج این جریان در دوران قاجار، به ویژه در زمان ناصرالدین شاه، رخ داد. در آن زمان، اعتمادالسلطنه، وزیر انطباعات (که جایگاهی شبیه وزیر ارشاد و فرهنگ اسلامی امروزی داشت)، از دانشمندان محلی ایران خواست تا برای دانشنامه «مرآت البلدان» رسالههایی درباره شهرهای خود بنویسند.
در گذشته، شهرها عمدتاً بر پایه کوچه بودند؛ هر محله با وجود وسعت کم، با کوچه خاص خود شناخته میشد و ساکنان نیز خود را با نام آن کوچه معرفی میکردند. امروزه با توسعه شهرنشینی، این هویتهای کوچک نیز رشد کرده و جای خود را به محلات، بلوارها و مناطق بزرگتر دادهاند. شهر قم در دوره صفویه گسترش یافت و در زمان فتحعلی شاه نیز آبادانی و توسعه آن از سر گرفته شد. تا اواخر دوره قاجار، قم از ده محله اصلی به نامهای محله آستانه، محله عشقعلی، محله الوندیه، محله چهارمردان، محله سیدان، محله سنگ بند، محله موسویان، محله مسجد جامع، محله باغ پنیه، محله اسحاقیه و همچنین محله چهل اختران تشکیل شده بود. این محلهها به نوبه خود به چندین محله فرعیتر تقسیم میشدند. امروز این شهر مذهبی که پیشینهای طولانی در شهرنشینی فلات مرکزی ایران دارد، در حال تبدیل شدن به یک قطب قدرتمند مذهبی و سیاسی است.
مرحوم آیتالله سید محمود روحانی، تولیت و پیشنماز مدرسه «مرحوم آقا» حاج سید صادق مجتهد قمی بودند.
گذرهای تاریخی قم که به آنها «سواتی» یا در اصل «ساباط» نیز گفته میشود، به این شکل تعریف شدهاند: بخشی پوشیده از کوچه در کوچههای قدیمی که معمولاً اتاقی روی آن ساخته میشد. ریشه این کلمه از واژه عربی «ساباط» است که به معنای دالان، راهرو پوشیده، یا سقفی است که ورودی خانه یا سرا در زیر آن قرار دارد. احتمال میرود این کلمه با ورود اعراب اشعری یمنیتبار به قم متداول شده و به تدریج به «سواتی» (منسوب به ساباط) تبدیل شده باشد. این واژه در کتاب قم نیز به شکل اصلی خود، به معنای سایبانی که با چوب و درخت مو ساخته میشود، آمده است. با وجود اینکه ساختار این گذرها ممکن است ریشهای ایرانی داشته باشد، نام آن ریشه عربی دارد. امروزه واژه «ساباط» در میان مردم قم رایج نیست و جزو کلمات فراموششده محسوب میشود.
گذرها از ویژگیهای مهم شهرهای ایرانی، به ویژه در مناطق کویری و گرمسیری، محسوب میشدند. برخی از این گذرها فقط یک مغازه داشتند. به عنوان مثال، در محله «کوچه نو» باغ پنبه، گذر تکمغازهای وجود داشت که بعدها تخریب شد. مغازههای زیر گذر اغلب بقالی یا عطاری بودند. در گذرهای دارای چندین مغازه، نانوایی، قصابی، سبزیفروشی، میوهفروشی، قهوهخانه، حمام، حلوایی و دیگر کسبوکارها، حتی مسجد و تکیه نیز فعالیت میکردند، اما بیشترین تعداد را همان مغازههای بقالی و عطاری تشکیل میدادند. طاق این گذرها به شکل گنبدی یا «چشمهای» بود، عنوانی که قمیهای قدیمی به آن اطلاق میکردند. در گذرهای طولانی، طاق میانی بزرگتر و بلندتر از سایر طاقها ساخته میشد؛ در حالی که در گذرهای کوچک، طاقها ابعادی یکسان داشتند. این گذرها در تابستانهای داغ، هوایی بسیار مطبوع فراهم میکردند؛ زیرا جریان باد گرم در مسیر گذر به هوای خنک تبدیل میشد. همچنین در فصول سرد، گذرها مردم محله و خریداران را از برف، باران و سرما محافظت میکردند.
از نظر اجتماعی، گذرها مکانی برای گردهماییهای محلی و اطلاع از وضعیت یکدیگر به شمار میرفتند. همچنین، این گذرها پاتوقی برای بزرگان، پهلوانان یا ریشسفیدان منطقه بودند. گذرها فضایی برای تفریح، درد دل، حل اختلافات، انجام معاملات و همکاری در برگزاری جشنها و عزاداریهای مذهبی و عمومی فراهم میکردند. آنها در «هویتبخشی» به ساکنان محله و پیشگیری از بسیاری از مفاسد و جرایم (که امروزه ناهنجاری اجتماعی نامیده میشوند) نقش بسزایی داشتند. این نقش پررنگ به این دلیل بود که برخلاف مکانهایی مانند قهوهخانهها، جمع شدن در زیر گذر لزوماً هزینه مالی برای افراد ایجاد نمیکرد. متاسفانه، این سازههای با ارزش در دهههای اخیر در سراسر ایران، از جمله قم، با بیتوجهی گسترده و حتی تخریبهای بیمورد مواجه شدهاند. به باور نویسنده، گذرها صرفاً سازههای «دوران گذشته» نیستند؛ بلکه باید آنها را از ارزشهای بینظیر و بیبدیل معماری ایرانی دانست. این دیدگاه وجود دارد که این سازهها باید در معماری امروز، حتی در مناطق غیرتاریخی و بخشهای نوساز شهرهای ایران از جمله قم، بازتعریف و اجرا شوند. این امر میتواند با تقسیم کل شهر، حتی مناطق در حال توسعه، به واحدهای «محله» (بر اساس تقسیمبندی تاریخی صحیح) و ایجاد گذری با ویژگیهای تاریخی در هر محله محقق شود. علاوه بر این، گذرهای تاریخی و قدیمی نیز باید مورد بازسازی قرار گیرند. نویسنده گذر را «سازه همیشه مانا» میداند و معتقد است که باید در فرهنگ شهرنشینی نوین ایرانی، به عنوان میراث هنری زیبا از پیشینیان، بازسازی شود.
هر گذر نامی خاص خود داشت و برخی نیز بینام بودند. شیوههای نامگذاری متنوع بود؛ برخی گذرها نام سازنده خود را داشتند، در حالی که برخی دیگر به نام محلهای که در آن قرار داشتند، خوانده میشدند. همچنین، تعدادی از گذرها نام بزرگان، پهلوانان یا روحانیون محل را بر خود داشتند. نام امامزاده، تکیه/حسینیه یا مسجد محل، نام صاحب مغازه زیر گذر (اگر تکمغازهای بود) یا نام کاسب شاخص گذر نیز برای نامگذاری به کار میرفت. تاکنون تحقیقی درباره علت نامگذاری گذرهای قم انجام نشده است. اگرچه امروزه به دلیل از دست رفتن منابع شفاهی (درگذشت کهنسالان)، ممکن است یافتن وجه تسمیه همه آنها دشوار باشد، اما احتمال یافتن دلیل نامگذاری برخی از آنها وجود دارد. با این حال، با بررسی منابع تاریخی، اسناد موجود و رجوع به کهنسالان، باید تلاش کرد تا حد امکان علت نامگذاری گذرها را مشخص کرد.
مرحوم آیتاللهالعظمی سید محمد روحانی.
گذرهایی نظیر گذر حاج حسین، گذر صادق، گذر گنجی، گذر دایی عابدین، گذر شاه حمزه، گذر شاهزاده ناصر، گذر قلعه، گذر خان، گذر جدها، گذر حاج شعبانعلی، گذر شادقلی خان و گذر باغ پنبه، همگی یادگارهای کهن این ساباطها یا «سازههای مانای شهر تاریخی و کهن قم» به شمار میآیند.
نام «گذر قلعه» در قم احتمالاً به دلیل وجود یا نزدیکی به یک قلعه تاریخی در این منطقه انتخاب شده است. این گذر در بافت تاریخی قم، به ویژه در محله چهارمردان، قرار دارد و به خانه تاریخی حاج علی خان زند راه دارد. خانه مذکور مربوط به دوره قاجار است و در سال ۱۳۷۹ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. اگرچه اطلاعات دقیقی درباره وجود قلعهای مشخص در این منطقه موجود نیست، ممکن است نام «گذر قلعه» به دلیل مجاورت با این خانه تاریخی یا ویژگیهای خاص منطقه برگزیده شده باشد.
صبح روز پنجشنبه، ۱۵ مهر ۱۴۰۴ شمسی، برای زیارت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (صلیالله علیه و آله)، بانوی بزرگوار از نسل پاک رسول اکرم (صلیالله علیه و آله)، دختر امام، خواهر معصوم و عمه والاتبار امام نهم (علیهمالسلام)، رهسپار «عش اهل بیت علیهم السلام» در قم شدیم. در این سفر، حجهالاسلام و المسلمین حاج شیخ مصطفی مرسلی، روحانی خدمتگزار و مردمی که تمام توان خود را در راه خدمت به مردم و نیازمندان به کار گرفته و مشوق خدمتگزاران سلامت، مساجد و حسینیهها است، همراهی داشتند. تعدادی دیگر از شخصیتهای خدوم دینی و اجتماعی نیز حضور داشتند. پس از زیارت و بهرهمندی از معنویات این بانوی والامقام، که طبق روایات با وجود ایشان دری از درهای بهشت از قم گشوده میشود، جلسات و رایزنیهایی با هدف خدمترسانی به زائران حضرت اباعبدالله (علیهالسلام) و همچنین بیماران و نیازمندان مختلف، از جمله مبتلایان به اوتیسم و دهها بیماری دیگر، در استان قم و مناطق دیگر برگزار شد.
پس از اقامه فرائض ظهر و کمی استراحت، به همراه دوست ارجمند و فاضل، حاج سید محمد روحانی که از تبار خاندان والای روحانی (خاندانی که از ذریه «مرحوم آقا»، بزرگ خاندان روحانی قم و نواده مرحوم آیتالله حاج سید صادق حسینی مجتهد قمی، متوفای ۱۳۳۸ قمری، بنیانگذار علمی این خاندان و از بزرگان امامیه، و از شاگردان شیخ مرتضی انصاری و میرزای اول در نجف اشرف و سامرا و از اکابر مدرسین و مراجع حوزه علمیه قم در دوران خود، اواخر قاجار، هستند) به سمت مدرسه و مسجد کهن، زیبا و بزرگی در محله سلطان محمد شریف قم، که اکنون به «گذر قلعه» شهرت دارد، حرکت کردیم. نگارنده که افتخار دامادی مرحوم آیتاللهالعظمی حاج سید محمد روحانی را دارد، برای نخستین بار به همراه حجج اسلام مرسلی، انصاری، سیبویه، یزدانی، سید محمدهادی روحانی و دیگر بزرگان به سوی این منطقه و گذر مذکور رفتیم. مقصد خانههای کهن حاج میرآقا یا به نقلی سید حمزه بود. ایشان از تبار جبل عامل لبنان و عموزادههای تولیت حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام) (خاندان متولی باشی) بودند که ابتدا برای زیارت و سپس اقامت، همراه خانواده خود از «کرک نوح» جبل عامل به قم آمدند و در محله حضرت سلطان محمد شریف ساکن شدند. این خاندان نسلی خدمتگزار و مبارک از خود به یادگار گذاشتند که برکاتشان همچنان بر حوزههای علمیه سایه افکن است.
این خانهها کهن، زیبا، سرشار از روح و معنویت بودند؛ به طوری که از در و دیوار، اتاقها، آبانبارها و زیرزمینهایشان، انرژی خاصی فضا را فرا گرفته بود. نزدیک به شش نسل از بزرگان حوزههای علمیه قم و نجف در این خانهها متولد شدهاند. آنها پس از سالها کسب علم از علمای برجسته حوزههای نجف، سامرا و قم، خود به منبع اشاعه علم و گسترش مباحث فقه، اصول، اخلاق و گاه فلسفه تبدیل شدند و راهنمای صدها عالم دیگر در دوران خود گشتند. دانشآموختگان آنها نیز امروزه هر یک از مشعلداران فقه و اصول حوزههای نجف اشرف و قم محسوب میشوند.
از میان خیابانها و بلوارهای نوساز قم، قدم به بافت کهن و قدیمی شهر گذاشتیم. از کوچهپسکوچههای باریک و گاه حلزونی آن عبور کردیم؛ گویی با ورود به این گذر، به حدود دو قرن پیش بازگشتهایم. در این مسیر، با مردم اصیل قم و سنتهای زیبای احترامشان به تازهواردان، بهویژه سلام کردن به رهگذران، و شنیدن لهجههای اصیل این دیار روبرو شدیم. قم، این شهر پایدار و مقاوم در تاریخ بیش از دوازده قرنی خود، از دوران سکونت اجداد پرافتخارمان، اشعریان یمن، که با حضورشان نخستین کانون و پایتخت شیعه را در قرن دوم هجری بنیان نهادند، همچنان استوار است. آنها از آن زمان در برابر ظلم و ستم حکومت عباسیان ایستادگی کرده و در مخالفت با حاکم ظالم عباسی، فریاد «أیها القاضی بقم! قد عزلناک فقم!» سر داده و او را از شهر بیرون راندند.
سپس وارد خانههای اجدادی «مرحوم آقا»، شامل حاج سید صادق مجتهد قمی (۱۲۵۵-۱۳۳۸ قمری)، سید حسین، میرزا زینالعابدین و میرزا اسدالله (برادر میرزا زینالعابدین) شدیم. این خانه زیبا و کهن بعدها به بیرونی کوچک فرزند ایشان، «مرحوم آقا» سید صادق مجتهد قمی، تغییر یافت. پس از رحلت این بزرگوار، خانه به سهمالارث مرحوم آیتالله میرزا محمود روحانی تعلق گرفت. از این خاندان، شخصیتهای بزرگی چون آیات سید محمد روحانی و برادرشان سید صادق روحانی، دکتر سید مهدی روحانی و خواهرشان که همسر مرحوم آیتالله سید موسی مازندرانی (از شاگردان مبرز مرحوم آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی، مؤلف کتاب «الدرهم و الدینار» که رسالهای فقهی-اقتصادی با اهمیت در تعیین معیارهای شرعی پول و ارتباط آن با احکام عبادات و معاملات است) بودند، به ظهور رسیدند.
سپس به خانه دیگری، وسیعتر از آن، در روبروی منزل «مرحوم آقا» که متعلق به مرحوم سید ابراهیم حسینی از «سادات روحانی» بود، قدم نهادیم. لحظاتی در آنجا درنگ کردیم و از فضای روحانی و زیبایش بهره و انرژی دریافت نمودیم. با توقف در این خانهها، ذهن ما به سالیان دور بازگشت و گوشهایمان سرشار از انرژی موجود در فضا شد. فضایی که طنین صدای قرآن، ورق زدن کتابها، نجوای نمازهای شب و هزاران حرکت زیبای دیگر در آن موج میزد. در فاصله ده قدمی این خانهها، مسجد و مدرسه مرحوم آیتالله سید صادق مجتهد قمی معروف به روحانی قرار دارد. ساعتی را نیز در این دو فضای دلنشین سپری کردیم که با معماری هنرمندانه دوران قاجار و شبستان و ستونهای استوارش، نزدیک به دو قرن پابرجا مانده و قطعاً برای صدها سال دیگر نیز استوار خواهد ماند. دانشجویان آینده در این مکان، آیندهای درخشان برای خود و خدمت به مکتب اهل بیت (علیهمالسلام) رقم خواهند زد.
زیرا مکانی که «أُسًسَ علی التًقوی» بنا نهاده شده باشد، تا زمانی که جهان و خورشید فروزان است، خود نیز تابان و فروزنده خواهد ماند. لحظاتی در این فضای نورانی مدرسه توقف کردیم و به شبستان و محراب آن قدم نهادیم. همچنین توفیق درک مکانی حاصل شد که بنا بر شهرت تاریخی و گواهی کهنسالان محلی، محل مبارک حضور حضرت ولی عصر «عج» و دیدار با «مرحوم آقا» است. سرانجام، با گامهایی که هم سبکبار بود و هم سنگین، در حالی که دل یارای ترک این مکان را نداشت، مسجد، مدرسه، خانهها و گذر قلعه را ترک کردیم و امیدواریم که با تمام وجود دوباره و بارها به این اماکن قدم بگذاریم. انشاءالله.
منبع: خادم افتخاری اعتاب مقدسه عراق و عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران

