رکورد تاریخی فقر مستأجران در ایران؛ سهم سنگین مسکن از سبد خانوار
در سال ۱۴۰۲، بحران مسکن در ایران به سطحی تازه رسید و فشار اقتصادی بر خانوارهای مستأجر به شکل بیسابقهای افزایش یافت. بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، نرخ فقر مستأجران به ۴۰ درصد رسید که رکورد تاریخی در این زمینه محسوب میشود. این افزایش فقر تنها ناشی از کاهش درآمد خانوارها نیست، بلکه هزینههای بالای مسکن و اجارهبها بخش قابل توجهی از درآمد خانوارها را میبلعد و آنها را به ورطه فقر سوق میدهد.

ابعاد تازه بحران مسکن در سال ۱۴۰۲
سال ۱۴۰۲، بازار مسکن با چالشهای گستردهای مواجه شد. میلیونها خانوار مستأجر به دلیل افزایش شدید قیمتها و محدودیت دسترسی به طرحهای ملی تأمین مسکن، از فرصت خرید خانه محروم شدند. این وضعیت به ویژه برای خانوارهای کمدرآمد و متوسط، فشار مضاعفی ایجاد کرد و بسیاری از آنها به فقر مطلق یا نسبی سقوط کردند.
بررسیهای آماری نشان میدهد که تعداد خانوارهای مستأجر درگیر فقر در سال ۱۴۰۲ به بالاترین سطح در دو دهه گذشته رسیده است. این بحران فراتر از عدم توانایی در خرید مسکن است و حتی هزینههای جاری مسکن، شامل اجاره، آب، برق و گاز، بخش عمدهای از درآمد خانوارها را مصرف میکند.
روشهای محاسبه نرخ فقر مستأجران
برای سنجش دقیقتر وضعیت فقر، در کنار روش متداول برآورد نرخ فقر، یک روش مکمل نیز بهکار گرفته شد که تأثیر مستقیم هزینههای مسکن را لحاظ میکند.
-
روش متداول: نرخ فقر خانوارهای مستأجر در سال گذشته حدود ۲۷ درصد، معادل ۱.۳۳ میلیون خانوار، برآورد شده است.
-
روش مکمل: با احتساب ۶۵۲ هزار خانوار دیگر که صرفاً به دلیل هزینههای مسکن زیر خط فقر قرار گرفتند، نرخ فقر مستأجران به ۴۰ درصد افزایش پیدا کرده است.
به این ترتیب، مجموع خانوارهای مستأجر درگیر فقر در سال ۱۴۰۲ به ۱.۹۸ میلیون خانوار، معادل ۷.۶ میلیون نفر رسید.
تقسیمبندی خانوارهای مستأجر درگیر فقر
بر اساس بررسیها، خانوارهای مستأجر درگیر فقر را میتوان به دو گروه اصلی تقسیم کرد:
-
فقر درآمدی: ۶۷ درصد (۱.۳۳ میلیون خانوار) با درآمد کمتر از خط فقر.
-
فقر ناشی از هزینه مسکن: ۳۳ درصد (۶۵۲ هزار خانوار) که درآمد آنها بالاتر از خط فقر است اما هزینههای مسکن آنها را به زیر خط فقر میبرد.
این آمار نشان میدهد که بیشترین فشار اقتصادی بر خانوارهایی وارد شده است که در پنج دهک هزینهای پایین جامعه قرار دارند. نسبت به سال ۱۴۰۱، تعداد مستأجران درگیر فقر ۵ درصد معادل ۷۹ هزار خانوار افزایش یافته است.
ضعف شاخصهای سنتی سنجش فقر مسکن
یافتههای شاخص مکمل، ضعفهای شاخص سنتی «استطاعتناپذیری مسکن» را آشکار میکند. دو مشکل اصلی در این شاخص مشاهده میشود:
-
بازنمایی سوگیرانه: شاخص نمیتواند وضعیت واقعی خانوارهای مستأجر را بهدرستی نشان دهد.
-
همساننمایی: شاخص به جای تفاوتهای فردی و منطقهای، خانوارها را به صورت یکسان ارزیابی میکند و تصویر نادرستی از فقر ارائه میدهد.
این مسائل نشان میدهد که برای سیاستگذاری موثر و شواهدمحور در حوزه مسکن، نیاز به شاخصهای دقیقتر و جامعتر وجود دارد.
وضعیت فقر مستأجران بر اساس اندازه خانوار
تحلیل جمعیت خانوارهای مستأجر نشان میدهد که بیشترین تعداد خانوارهای درگیر فقر مربوط به خانوارهای چهار نفره بوده است؛ حدود ۶۴۹ هزار خانوار معادل ۲.۶ میلیون نفر. همچنین، ۷۲ درصد از خانوارهای مستأجر درگیر فقر شامل خانوارهای سه، چهار و پنج نفره بودند که ۱.۴۳ میلیون خانوار و ۴.۵۷ میلیون نفر را شامل میشود.
این آمار نشان میدهد که فشار اقتصادی مسکن بیشتر بر خانوارهای متوسط و بزرگ وارد شده است، که نیاز به حمایتهای هدفمند و سیاستهای مالی و اجارهبها دارد.
فقر مستأجران بر اساس سن سرپرست خانوار
بررسی وضعیت فقر بر اساس سن سرپرست خانوار نیز نشان میدهد:
-
بیشترین تعداد خانوارهای مستأجر درگیر فقر، دارای سرپرست بین ۳۵ تا ۴۴ سال بودند؛ حدود ۶۱۲ هزار خانوار معادل ۲.۵۵ میلیون نفر.
-
۷۶ درصد از خانوارهای مستأجر درگیر فقر، سرپرست کمتر از ۵۵ سال داشتند؛ حدود ۱.۴۹ میلیون خانوار معادل ۶ میلیون نفر.
این گروه سنی، به دلیل فعالیت شغلی در اوج تولید و هزینههای خانوار، بیشترین فشار اقتصادی را تجربه میکند و نیازمند سیاستهای حمایتی ویژه است.
توزیع جغرافیایی فقر مستأجران
فقر مستأجران در مناطق شهری و روستایی متفاوت است:
-
سهم خانوارهای مستأجر درگیر فقر در مناطق شهری حدود ۹۴ درصد (۱.۸۷ میلیون خانوار) است.
-
سهم مناطق روستایی ۶ درصد (۱۱۳ هزار خانوار) گزارش شده است.
استانها نیز تفاوتهای قابل توجهی دارند:
-
بیشترین تعداد خانوار مستأجر درگیر فقر در استان تهران بوده است؛ ۶۲۰ هزار خانوار با نرخ فقر ۴۳ درصد.
-
کمترین تعداد خانوار در استان چهارمحال و بختیاری بوده است؛ ۴ هزار خانوار با نرخ فقر ۱۴ درصد.
-
بیشترین نرخ فقر مربوط به استان آذربایجان غربی با ۶۲ درصد است و کمترین آن در استان چهارمحال و بختیاری با ۱۴ درصد.
فقر درآمدی و فقر ناشی از هزینه مسکن در استانها
بر اساس دادههای سال ۱۴۰۲:
-
بیشترین تعداد خانوار مستأجر درگیر فقر درآمدی و هزینه مسکن مربوط به استان تهران است؛ ۳۹۰ هزار خانوار درگیر فقر درآمدی و ۲۳۰ هزار خانوار درگیر فقر ناشی از هزینه مسکن.
-
بیشترین سهم خانوارهای درگیر فقر درآمدی در استان کرمان مشاهده شده است؛ ۸۹ درصد از خانوارهای درگیر فقر این استان، فقر درآمدی دارند.
-
بیشترین سهم فقر ناشی از هزینه مسکن در استانهای اردبیل و ایلام گزارش شده است.
این دادهها نشان میدهد که سیاستهای ملی مسکن و حمایت از مستأجران باید بهصورت منطقهای و هدفمند طراحی شود تا اثرگذاری واقعی داشته باشد.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی
افزایش فقر مستأجران اثرات گستردهای بر جامعه دارد:
-
کاهش قدرت خرید و دسترسی به نیازهای اساسی مانند غذا، درمان و آموزش.
-
افزایش فشار روانی و استرس در خانوادهها، به ویژه خانوادههای دارای فرزند.
-
کاهش مشارکت اجتماعی و اقتصادی خانوارها، که میتواند به کاهش رشد اقتصادی و توسعه پایدار منجر شود.
ضرورت سیاستگذاری شواهدمحور
با توجه به یافتهها، ضروری است که دولت و نهادهای سیاستگذار در حوزه مسکن:
-
شاخصهای دقیق و جامع برای سنجش فقر ناشی از هزینههای مسکن تدوین کنند.
-
سیاستهای حمایتی مالی و یارانهای برای خانوارهای کمدرآمد و متوسط اجرا شود.
-
طرحهای ملی مسکن با اولویت دسترسی مستأجران کمدرآمد و متوسط به اجرا درآید.
-
حمایتهای منطقهای بر اساس دادههای آماری واقعی صورت گیرد تا اثربخشی بالاتری داشته باشد.
جمعبندی
سال ۱۴۰۲ رکوردی تاریخی در زمینه فقر مستأجران ثبت کرد؛ نرخ فقر به ۴۰ درصد رسید و فشار ناشی از هزینههای مسکن بخش مهمی از این بحران را تشکیل داد. خانوارهای چهار نفره، خانوارهای با سرپرست ۳۵ تا ۴۴ سال و خانوارهای شهری بیشترین فشار را تجربه کردند. تفاوتهای منطقهای و ضعف شاخصهای سنتی، نیاز به بازنگری در سیاستهای مسکن و حمایت از خانوارهای کمدرآمد را بیش از پیش آشکار میکند.
این بحران هشدار جدی برای مسئولان است تا با اجرای سیاستهای شواهدمحور و هدفمند، فشار اقتصادی بر مستأجران را کاهش دهند و مسیر دسترسی به مسکن مناسب را هموار کنند.
تحول در بهبود ساختمان: رازهای پنهان تکنولوژی مدرن
