تعطیلی ها، بلای جان دبستانیها شد!
به گزارش وبسایت اویم شاهانه، بحران سواد در کشور بهویژه در پایه ابتدایی، ناشی از تعطیلی مدارس و آموزش مجازی ناکارآمد است. این چرخه تعطیلی مدارس، فقر آموزشی و سواد را تشدید میکند.
بر اساس گزارش ملی «فقر آموزش»، عملکرد دانشآموزان ایرانی در مهارتهای خواندن و ریاضی، در سالهای اخیر کاهش یافته است. بیش از ۵۰ درصد دانشآموزان پایه چهارم در آزمون پرلز در سطح «کمبهرهمند» قرار دارند. این اعداد هنگامی معنا پیدا میکنند که بدانیم دستکم در دو سال اخیر، تعداد قابلتوجهی از روزهای آموزشی مدارس ابتدایی به تعطیلی کامل یا آموزش مجازی محدود شده است.
برچسب کاهش مهارتهای خواندن و ریاضی، در برخی استانها به ۴۰ تا ۴۵ درصد میرسد. این اعداد هنگامی معنا پیدا میکنند که بدانیم کمتر از ۳۰ درصد دانشآموزان دهکهای پایین به ابزارهای مناسب آموزش مجازی دسترسی داشتهاند. کودکان پایه اول تا سوم ـ بهویژه در مناطق روستایی و کمبرخوردار ـ مهارت، ابزار و همراهی خانوادگی لازم را برای یادگیری آنلاین ندارند.
تحقیقات ملی درباره دوران کرونا در ایران نشان داد که آموزش مجازی در مقطع ابتدایی سبب شد، حدود یکسوم دانشآموزان از مهارت خواندن عقب بمانند. وقتی آموزش حضوری حتی در شرایط عادی، نتواند ضعف سواد پایه را جبران کند، جایگزینی آن با آموزش مجازی، عملاً فقر سواد را تثبیت و عمیقتر میکند.
براساس دادههای تحلیل عملکرد استانها در آزمونهای سراسری، استانهایی مانند سیستانوبلوچستان، کهگیلویهوبویراحمد و خوزستان در انتهای جدولهای آموزشی قرار دارند و دقیقاً همین استانها بیشترین میزان تعطیلیهای ناشی از آلودگی، سرما یا زیرساختهای ضعیف را تجربه میکنند.
در رتبهبندی رسمی امتحانات نهایی، استانهای محروم در رتبههای انتهایی قرار دارند. فاصله میان بالاترین و پایینترین استانها در برخی رشتهها، بیش از سهواحد نمره است که در مقیاس ملی، فاصله بسیار بزرگی محسوب میشود. این یعنی در مناطقیکه دانشآموزان ابتدایی بیشترین نیاز را به یادگیری عمیق و نظارت حضوری دارند، تعطیلیهای پیدرپی بیشترین ضربه را وارد میکند و شکاف یادگیری بیشازپیش بازمیشود.
شاخصهای فقر آموزشی نشان میدهند که حتی یک تعطیلی اضافه، یک ضربه بزرگ است. در گزارش فقر آموزشی سال ۱۴۰۲ آمده است: نرخ ترک تحصیل در پایههای بالاتر طی سالهای اخیر افزایش یافته است. بازماندگی از تحصیل در سه گروه سنی، بهترتیب ۱۲، ۱۹ و ۳۴ نفر در هر هزار کودک است و بخشی از این ترکتحصیلها مستقیماً از ضعف سواد پایه ناشی میشود.
کودکیکه در پایههای اول و دوم قادر به خواندن روان نیست، در پایههای بالاتر کمکم از فرآیند آموزش حذف میشود. تعطیلیهای مکرر دقیقاً به همین نقطه ضربه میزنند؛ مرحله یادگیری مهارتهای پایه. تعطیلیهای پیدرپی، مدرسه را از «نهاد جبرانکننده فقر» به «عامل بازتولید فقر» تبدیل میکند.
کارکرد مدرسه ـ بهویژه در دوره ابتدایی ـ باید جبران نابرابریهای خانوادگی باشد. اما بررسی دادهها نشان میدهد: در بسیاری از استانها، ۴۰ درصد معلمان تازهکار آموزش تخصصی کافی ندیدهاند و آموزش مجازی، کیفیت تدریس آنها را حتی کمتر میکند. ساعات آموزشی ایران در پایه ابتدایی حدود ۴۰ درصد کمتر از استاندارد جهانی است؛ تعطیلیهای اخیر این فاصله را باز هم بیشتر میکند.
کیفیت یاددهی، یادگیری در مدارس محروم، حتی بدون تعطیلی در سطح پایینتری قرار دارد؛ تعطیلیهای مکرر این مدارس را عملاً از کارکرد آموزشی ساقط میکند. بهاینترتیب مدرسهکه باید عامل عدالت آموزشی باشد، بهدلیل ناپایداری تقویم آموزشی و ضعف جایگزینهای مجازی،

