سه شنبه , ۲۵ آذر ۱۴۰۴ 2025 - 12 - 16 ساعت :
» اخبار مذهبی » این گل پرپر از کجا آمده؟/شهدایی که دشمن روی پیکرشان مین کاشته بود
این گل پرپر از کجا آمده؟/شهدایی که دشمن روی پیکرشان مین کاشته بود
اخبار مذهبی

این گل پرپر از کجا آمده؟/شهدایی که دشمن روی پیکرشان مین کاشته بود

1404/09/12 ۰

به گزارش وبسایت اویم شاهانه،
نیروهای لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) پس از طی کردن ۱۱ سال فعالیت تا روز ۱۸ دی ۱۳۸۰، با کشف بیش از ۱۰ هزار شهید، در جنوب به کار خود پایان دادند. دو سال پس از پایان جنگ تحمیلی، گروه تفحص لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله، بلافاصله پس از آن که مناطق عملیاتی سال‌های دفاع مقدس را شناسایی کردند، به مناطق جنگی اعزام شدند تا پیکرهای شهدای جنگ را پیدا کنند.

محمدحسن منافی یکی از اعضای تفحص لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله است که در این مدت خاطرات خود را در باره تفحص ثبت کرده است. او می‌گوید سال ۱۳۷۸ زمزمه‌های شروع دوباره تفحص شنیده می‌شد. در آن زمان، منافی مشغول تحصیل علوم حوزوی بود و به خطاطی برای نمایشگاه‌ها و فعالیت‌های تبلیغاتی می‌پرداخت. در آن زمان، برخی از دوستان و آشنایان او در لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) به او گفتند که اگر شروع دوباره تفحص شود، او را آگاه کنند. این اتفاق رخ داد و به‌قول یکی از دوستان وی، «به هر زحمتی که بود، تفحص دوباره شروع شد.» در نتیجه، گروه تفحص لشکر ۲۷ کار خود را در منطقه رملی فکه که محل عملیات گردان‌های کمیل و حنظله بود، شروع کرد.

نیروهای تفحص لشکر ۲۷ در ایام گرم جنوب، با گرما و عقرب‌ها روبرو بودند. منافی در یکی از خاطرات اردیبهشت ۱۳۷۹ خود در دوکوهه می‌گوید: «هنگامی که هوا گرم بود و افراد شب‌ها به‌علت گرمای هوا، داخل سنگر ننشستند، اکثراً شب‌ها بیدار بودند. نه به‌سبب عبادت و این‌جور حرف‌ها بلکه پشه‌ها باعث بیداری‌شان می‌شدند.» او سطح تحمل نیروهای تفحص را ستودنی می‌خوانَد و می‌گوید که ماندن و رفتن نیروها به اختیار خود بود و حضورشان، وظیفه‌ای نبود که به آن‌ها دستور داده می‌شد.

نیروهای تفحص لشکر ۲۷ حداقل به دو بیل مکانیکی نیاز داشتند، اما تنها یک بیل در اختیارشان بود. برای جلوگیری از معیوب شدن آن، با آن مدارا می‌کردند تا معیوب و نیازمند تعمیر نشود. شیوه کار تفحص این بود که پس از اطمینان کامل از صفرشدن منطقه (این‌که در منطقه دیگر شهیدی وجود ندارد) برای شروع وارد منطقه عملیات دیگر می‌شدند و نقشه و اطلاعات آن منطقه و عملیاتش را گردآوری می‌کردند.

در برخی روزهای گرم جنوب، پس از بارندگی‌های جنوب ایران، خاک و غبار از روی استخوان شهدای که در عمق کمتری از خاک مدفون بودند، کنار می‌رفت و سفیدی استخوان‌ها توجه نیروهای تفحص را جلب می‌کرد. برای شروع کار تفحص، محل مناسبی برای مقر تفحص لشکر ۲۷ در فکه در نظر گرفته شد. پس از آن، سوله‌های سیمانی را با چند تریلی از منطقه عملیاتی والفجر ۱ به والفجر مقدماتی (فکه جنوبی) انتقال دادند.

تیرماه ۱۳۷۸ که رسید، کار تفحص پس از تعطیلی موقت، دوباره به‌طور رسمی در فکه جنوبی آغاز شد. در این زمان، اکثر نیروهای تفحص در کنار هم کار می‌کردند و هیچ تفکیک و مرتبه‌ای در بین آن‌ها وجود نداشت. در آن زمان، کسی برای هر کدام از آن‌ها مقام خاصی نداشت.

ماه مهر ۱۳۷۸، یکی از اتفاقات مهمی رخ داد که به‌سبب انفجار مین ضد تانک در برخورد با پاکت بیل مکانیکی گروه، تصمیم گرفته شد که به‌خاطر خشک‌شدن آب‌های فصلی منطقه چزابه، بیل را از فکه به چزابه منتقل کنند و کار را در آن منطقه پی بگیرند. هوای چزابه با هوای فکه تفاوت زیادی داشت و بسیار شرجی و گرم بود.

در اوج کار تفحص لشکر ۲۷، نیروهای تفحص به سه شهید رسیدند که پاهایشان با سیم تلفن جنگی بسته شده بود و هر سه هم پلاک داشتند. بنابراین به‌راحتی شناسایی شدند. حتی در جیب

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×