سه شنبه , ۲۵ آذر ۱۴۰۴ 2025 - 12 - 16 ساعت :
» خواندنی » از امکانات شعر سپید استفاده نمی‌شود؛ چرا شعرهای سپید کوتاه شدند؟!
از امکانات شعر سپید استفاده نمی‌شود؛ چرا شعرهای سپید کوتاه شدند؟!
خواندنی

از امکانات شعر سپید استفاده نمی‌شود؛ چرا شعرهای سپید کوتاه شدند؟!

1404/09/10 ۰

به گزارش وبسایت اویم شاهانه،‌ عبدالحمید انصاری‌نسب، شاعر سپیدسرای جنوبی، در گفتگو با خبرنگار اویم شاهانه،‌ درباره فعالیت‌های ادبی‌اش گفت:‌ آخرین مجموعه‌شعر مستقل من کتاب «نامم درخت انصاری» است ولی بعد از آن یک کتاب به نام «من از آبی آسمان می‌نویسم» دارم که گزیده غزل بندر عباس است و در سال ۱۴۰۰ منتشر شده است. اولین کتاب مستقلم هم کتاب «تا سید سلیمان»‌ است که سال ۸۴ منتشر شد. این کتاب جزو ده کتاب برگزیده جایزه شعر خبرنگاران بود. در آن دوره شاعران خیلی خوبی حضور داشتند که فکر می‌کنم در نهایت مرحوم غلامرضا بروسان برگزیده اول شدند. بعد از آن کمی طول کشید تا کتاب «نامم درخت انصاری» در سال ۹۲ توسط انتشارات شهرستان ادب منتشر شد.

انصاری ادامه داد: شاید مشغله‌هایی که دارم، دلیل چاپ نکردن کتاب جدید باشد. من به سمت آموزش آمده‌ام و الآن مربی ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستم؛ با بچه‌ها کارگاه شعر و قصه و… داریم و سعی می‌کنم به آنها کمک کنم. در کنار این مدیریت انجمن شعر هم هست که وقتم را می‌گیرد. شاید برشمردن اینها توجیه باشد ولی حق با شماست و من خودم هم از این شرایط راضی نیستم. خودم هم آن جنبه شاعرانگی را بیشتر دوست دارم و دلم می‌خواهد بیشتر با شعر مأنوس باشم.

این شاعر درباره اینکه مجموعه‌شعر آماده چاپ دارد یا نه،‌ گفت: با همه این گرفتارها هنوز شعر می‌نویسم و الآن هم در حد یک کتاب، شعر دارم. ولی فکر می‌کنم برای چاپ‌شان نیاز به گزینش دارند و باید از بین آنها انتخابی داشته باشم. امیدوارم اوایل سال آینده بتوانم کتاب جدیدم را چاپ کنم.

شاعر «نامم درخت انصاری» درباره نگاهی که به شعر سپید دارد، گفت: من دلم می‌خواهد در شعر آن چیزی که هستم و آن تجربه فردی‌ام را بیان کنم. طبیعتا این تجربه شخصی متأثر از زادگاه من بندرعباس و نخل و دریا و فضای جنوب است. من دوست دارم مردم جنوب را به تصویر بکشم و این رد پا همیشه در شعرم بوده است. شعر من هم ناخودآگاه به سمت جنوب می‌رود.

انصاری‌نسب با انتقاد از شعرهای سپید در سال‌های اخیر، ادامه داد: بعد از شاعرانی مثل سیدحسن و قیصر و یا بعد از دهه هفتاد که در شعر سپید حرکت‌هایی اتفاق افتاد، ما دچار یک رکود شدیم. نبود حرف تازه، یکی از مشکلات شعر سپید در دوران ماست. وقتی یک شاعر تبدیل به چهره می‌شود، شاعران جوان‌تر احساس می‌کنند که باید مثل او بنویسند و سال‌هاست که «از روی هم‌نویسی» به جان شعر سپید افتاده است. شعرهای سپید امروز بیشتر دو سه خطی هستند و کشف و شهودی در آنها نمی‌بینیم. انگار شعر سپید به یک تکرار رسیده است. دقیقا در همین فضاست که اگر شاعر تجربه شخصی خودش و فردیت و اقلیم خودش و درک و دریافت خودش از جهان هستی را به تصویر بکشد، ارزشمند است. تشخص ادبی و جهان‌بینی فردی برای من اهمیت دارد و همیشه سعی کردم خودم باشم.

وی با اشاره به وضعیت کتاب‌های شعر سپید، گفت: سال قبل من همراه با آقای مصطفی علی‌پور و خانم افسانه غیاثوند، در بخش سپید، داور جشنواره شعر فجر بودم. تعداد کتاب‌هایی که رسیده بود خیلی زیاد بود ولی واقعا کیفیتی که ما به عنوان شاعر و داور انتظار داشتیم، رضایت‌بخش نبود. کیفیت شعرها انتظار ما را به عنوان یک مخاطب جدی برآورده نمی‌کرد و من انتظار بیشتری از شعرها داشتم. متأسفانه نگاه تازه، زبان تازه و حرف تازه‌ای را نمی‌شنویم. شعرها تکرار همان چیزهایی است که گفته شده است. غیر از آن چند شاعر مثل قیصر و سیدحسن و گروس عبدالملکیان، حرف تازه‌ای نیست که آدم را متأثر کند.

این شاعر سپیدسرا در پاسخ به سوالی درباره توصیه‌ای که به شاعران جوان دارد، گفت: زبان شعر که

به این نوشته امتیاز بدهید!

×